عصبی و کلافه بود! انتظار داشت چون حرفش منطقی و عقلانیه، یارو همون موقع قبول کنه! میگفت دلیلی وجود نداره که با من هم عقیده نشه! حتی نمیتونه دلیلی در نفی حرف من بیاره ولی باز هم میگه نه!
مثالها و تشبیهها، استدلال نیستند اما گاهی اوقات میتوانند جوانب مسئله را آنچنان روشن کنند که حتی به پاسخ نیازی نباشد.
به ذهنم رسید که جالب خواهد شد اگر اندیشه را به فردی انسانی تشبیه کنیم و اندیشهای نو را که در ذهنهامان نقش میبندد، به نوزادی که در درونمان جان میگیرد...
ما در هر گفتگو و بحث در هم میآمیزیم و این بار، این تنهامان نیست که در هم فرو میرود که ذهنهامان است که روبروی هم برهنه میشود...
از لذت بحث کردن که بگذریم... مانند لذت سکس کردن... که خیلیها از سکس، جز لذتش را نمیخواهند بی هیچ ثمرهای و فرزندی... خیلیها هم از بحث، جز لذتش را نمیخواهند بی هیچ ثمرهای و اندیشهی تازهای!
شرط اول برای آنکه به ثمرهی یک بحث که همان تولد اندیشهای نو است، دست یابیم، این است که بخواهیم! باید تمام اقدامات پیشگیرانه را متوقف کنیم! باید خود و ذهنمان را در اختیار حریف بگذاریم! دگم بودن و این گوشمان در و گوش دیگرمان دروازه بودن، از اقدامات پیشگیرانه از آبستنی یک اندیشهی تازه است!
باید شریکی انتخاب کنیم که بارور باشد و توان بارور کردنمان را داشتهباشد!
باید خود را در معرض اندیشههای مختلف قرار دهیم!
باید...
زمانی میرسد که احساس میکنیم انگار چیزی در ما جوانه میزند که دارد پاره ای از ما میشود و در عین حال بیگانه است! اینجا کشمکشی درونی آغاز میشود! از نوع کشمکش مادر با فرزند در درونش! فرزند مهاجمی در درون مادر است و البته جزئی از او و پارهی تنش!
بسیاری توان و حوصلهی جان گرفتن اندیشهای نو را در درون خود ندارند و آن را در همان ابتدا سقط میکنند و خود را رها میکنند!
بسیاری ممکن است از فرزند بهراسند و احساس کنند با تولدش، اعلام بدنامی آنان میشود! تولدهای نابهنجار! تولد اندیشهای که تابو است و فرزند ناخلفی برای اندیشهی رایج هر جامعه محسوب میشود! و این بار هم ممکن است، با سقط اندیشهای دیگر روبرو شویم!
بسیاری ممکن است توان پاسداشت اندیشهی تازه تولد یافتهشان را در برابر تهدیدات بیرونی، در خود نبینند!
بسیاری ممکن است...
از همهی این تهدیدهای در راه تولد یک اندیشهی تازه که بگذریم، زایمان داشتن زمان میخواهد! اگر یک انسان، در نه ماه آمادهی تولد میشود، چرا برای تولد یک اندیشه چنان زمانی قائل نباشیم!؟
سادهانگارانه است اگر تصور کنیم که نتیجه و ثمرهی یک بحث منطقی و درست باید در همان مجلس بحث به دست آید! همیشه نتیجهی یک بحث، بعد از پایان گرفتن بحث و در خلوت و تنهایی است که رو مینمایاند، آن هم به شرطها و شروطها!!!