همانطور که بررسی رفتارهای آدمی، راهی برای شناخت اوست، بررسی یک ملت به مثابه یک فرد نیز، می تواند دیدی کلی نسبت به فرد فرد آن جامعه به دست بدهد.
بررسی یک ملت بواسطه تجزیه و تحلیل واکنش فرد فرد آن در برابر سوژه ای خاص، با دشواری هایی روبروست. چرا که اصولا داده های آماری قابل اعتماد زیادی وجود ندارد و ممکن است درصد زیادی از افراد یک ملت با آن سوژه ی خاص ارتباط نداشته باشند، این مسئله تعمیم دادن نتیجه بررسی به همه ی افراد ملت را دچار مشکل می کند.
شاید از این میان، رفتارها و واکنش های سیاسی افراد دستاویز مناسبی برای این بررسی باشد. چرا که اصولا همه ی ایرانی ها ذاتا(!) سیاسی هستند و همیشه در حال ابراز نظرات خودند که این مساله، داده های بررسی را به مقدار قابل قبولی می رساند!
و در سال های اخیر، چه سوژه ای جالب تر از رئیس جمهور احمدی نژاد!؟
در این میان، نوع شخصیت و عملکرد احمدی نژاد نیز به هرچه بیشتر شدن واکنش ها کمک کرده و انجام بررسی را ممکن تر می سازد!
1. به دنبال شکست دولت اصلاحات، مردم در برابر انتخابی بزرگ قرار می گیرند! باید از میان نامزدهای مختلف که تقریبا از همه شان –به جز یکی- شناخت نسبی دارند، رئیس جمهوری انتخاب کنند. انتخاب مردم فردی است که تا دیروز اسم او را هم نشنیده بودند!
انتخاب های ما بر اساس ندانسته های ماست و نه دانسته هامان! مانند فکرهامان و گفته هامان!
2. از طرفی معتقدیم در این دیار حتی برگی بی اجازه مقام رهبری از درخت نمی افتد و بر این حالمان می شوریم و یک سال به خاتمی رای می دهیم که رای رهبری با ناطق نوری است و سالی دیگر دل بر احمدی نژادی می بندیم که مورد حمایت رهبر است!
در کنار تکیه بر ندانسته هامان، تحلیل هامان معجونی از تناقضات است!
3. احمدی نژاد با رایی قاطع انتخاب می شود! آنچنان بااطمینان سخن می گوید که شکاک ترین فرد هم با خود می گوید: "بله! ظاهرا می شود و می توانیم!"
او قهرمان ملی ما می شود و به قول برشت: "بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد" چرا که نیاز ما به وجود قهرمان نشان از ذات تنبل ما و آرزوهای برنیامده ی ما دارد. اما ماجرا به اینجا ختم نمی شود! در میان ملتی کوچک، هیچ فرد بزرگی ایمن نیست! حتی اگر –تنها و به غلط- در ذهن آنان بزرگ جلوه کرده باشد! موج مسخرگی ها و توهین ها که اندکی پیش از تثبیت جایگاهش شروع شده بود، ارتفاع می گیرد!
ملتی قهرمان ساز و قهرمان سوز هستیم!
4. همان خاتمی که در آخرین سال ریاست جمهوری اش، میان دانشجویان هو شد، آنچنان شرافت مند می شود که به گفته ابراهیم نبوی، صندلی ریاست جمهوری، باشرفی چون او را نشسته بر خود، نخواهد دید! مردمی که دیروز از بی عملی خاتمی و همفکرانش به ستوه آمده بودند، امروز در بیداری کابوس احمدی نژاد می بینند و در خواب، رویای شیرین خاتمی! و این قصه ادامه دارد! همچنان که ادامه ی قصه ی دیروزهایمان است! ملتی که دیروز از شاهنشاهی پهلوی به ستوه آمده بود و جمهوری اسلامی می خواست، امروز بر دیروز غبطه می خورد!
همیشه خواب گذشته ی شیرینمان را -که البته هیچ وقت نداشته ایم- می بینیم و این تاوان ملتی است که توان ساختن رویایش را در بیداری ندارد!
5. احمدی نژاد را تا دیروز به ماجراجویی و پافشاری بیهوده بر غنی سازی و بردن مملکت به کام جنگ متهم می کردیم و انجمن مادران صلح تشکیل می دادیم! امروز با خاموش شدن آتش جنگ، به جای آفرین گفتن بر پای فشاری بر اصول، در دل بر آمریکا درود می فرستیم که فعلا خیال جنگ ندارد!
برخلاف لاف هایی که از عزت و شرف می زنیم، ترسو و منفعت طلبیم!
و البته این قصه سر دراز دارد!
البته برای نتایجی که گرفتم، همیشه استثناهایی وجود دارد. حتی اگر تعداد این استثناها انگشت شمار باشد، مطمئن هستم که یکی از آن استثناها شما هستید!!!
* عنوان مطلب، استفاده از جمله ای از "دولت آبادی" بود.
